خلوتی با عطار
شمارهٔ ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: هر دم آتش بیش استوامشب تنم از گریه به روز خویش است
۲
گر میگریم به زاری زار رواستتا غسل کنم که کشتنم در پیش است
صفحهٔ ۱ از ۱