شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

شمارهٔ ۶

باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شمع آمد و گفت: تا تنم زنده بودجان بر سرِ من آتشِ سوزنده بود
۲
شاید که مرا دیدهٔ گرینده بودتا ازچه ز سرْ بریدنم خنده بود
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth