خلوتی با عطار
شمارهٔ ۲۶
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: هر دمم میسوزندپیوسته ز سر تا قدمم میسوزند
۲
چون گریه و دلسوزی من میبینندزان فایدهای نیست همم میسوزند
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع