خلوتی با عطار
شمارهٔ ۳۷
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: کیست گمراه چو مندر حلق طناب مانده ناگاه چو من
۲
تا خام رگی چو موم نبود نروداز جهل به ریسمان فرو چاه چو من
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع