خلوتی با عطار
شمارهٔ ۳۹
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: مانده در سوز و گدازکار من غم کشته کی آید با ساز
۲
گرچه همه جمع را زِ من روشنی استدر چشم همه به هیچ میآیم باز
صفحهٔ ۱ از ۱