خلوتی با عطار
شمارهٔ ۵۵
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: سوزِ من گر دانیچندین بنسوزیم درین حیرانی
۲
چندین چکنی دراز اشک افشانیتا گرد کنم به دست سرگردانی
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع