خلوتی با عطار
شمارهٔ ۶۰
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: اگر تنم غم کش خاستآتش در من گرم رود دل خوش خاست
۲
گرداب بلا بر سر من میگرددگرداب که دیده است که از آتش خاست
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع