خلوتی با عطار
شمارهٔ ۶۲
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: جان من پُردرد استزین اشک که آتشم به روی آورده است
۲
دی شهد همی خوردم و امروز آتشتا درد همو خورد که صافی خورده است
صفحهٔ ۱ از ۱