خلوتی با عطار
شمارهٔ ۷۹
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: سوز پروانه جداستکاو را پر سوخت سوز من سر تا پاست
۲
من بنمودم درین میان فرقی راستفرقی روشن چنین که دارد که مراست
صفحهٔ ۱ از ۱