خلوتی با عطار
بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفت روزی شبلی افتاده کاردر بردیوانگان شد سوکوار
۲
دید آنجا پس جوان دیوانهٔآشنا با حق نه چون بیگانهٔ
۳
گفت شبلی را که مردی روشنیگر سحرگاهان مناجاتی کنی
۴
از زفان من بگو با کردگارکوفکندی در جهانم بی قرار
صفحهٔ ۱ از ۶