شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

بخش ۶ - الحكایة و التمثیل

بخش چهارم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در زمستان یک شبی بهلول مستپای در گل میشد و کفشی بدست
۲
سائلی گفتش که سر داری براهتو کجا خواهی شدن زین جایگاه
۳
گفت دارم سوی گورستان شتابزانکه آنجا ظالمیست اندر عذاب
۴
میروم چون گور او پر آتش استگرم گردم زانکه سر ما ناخوش است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth