خلوتی با عطار
بخش ۹ - الحكایة و التمثیل
بخش چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر سر خاکی زنی خوش میگریستگفت مجنونیش کاین گریه زچیست
۲
گفت چشمم تر دلم غمناک ماندزین جوان من که زیر خاک ماند
۳
گفت تو در خاکی او در خاک نیستکو کنون جز نور جان پاک نیست
۴
تا که در تن بود جایش خاک بودچون بمرد از خاک رست و پاک بود
صفحهٔ ۱ از ۲