خلوتی با عطار
بخش ۵ - الحكایة و التمثیل
بخش هشتم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن یکی دیوانه در بغداد شدیک دکان پر شیشه دید او شاد شد
۲
برگرفت آنگاه سنگی ده بدستوآن همه شیشه بیک ساعت شکست
۳
صدهزاران شیشه میشد سرنگونپس طراق و طمطراق آمد برون
۴
مرد سودائی که آن سوداش کرداز پسش خندید و بس صفراش کرد
صفحهٔ ۱ از ۳