خلوتی با عطار
بخش ۷ - الحكایة و التمثیل
بخش یازدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرغکی بانگی زد و لختی بجستسر بجنبانید و بر شاخی نشست
۲
چون سلیمان بانگ آن مرغک شنودگفت میدانید تا او را چه بود
۳
میکندبرشاخ از دنیا گلهزار میگرید که چند از مشغله
۴
کز همه دنیای عالم سوز مننیم خرما خورده ام امروز من
صفحهٔ ۱ از ۲