خلوتی با عطار
بخش ۴ - الحكایة و التمثیل
بخش دوازدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن یکی دیوانهٔ میگفت زارکز همه عالم مرا اینست کار
۲
تا کنم بر روی خاکستر نشستخاک میریزم بسر از هر دو دست
۳
هم پلاسی را بگردن افکنمهم کنب را بر میان محکم کنم
۴
اشک میبارم بزاری بردوامچکنم و چکنم همی گویم مدام
صفحهٔ ۱ از ۳