خلوتی با عطار
بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیل
بخش شانزدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود شهری بس قوی اما خرابپای تا سر شوره خورده زآفتاب
۲
صد هزاران منظر و دیوار و دراوفتاده سرنگون بر یکدگر
۳
دید مجنونی مگر آن شهر رادرعمل آورده چندان قهر را
۴
در تحیر ایستاد آنجایگاهشهر را میکرد هر سوئی نگاه
صفحهٔ ۱ از ۵