خلوتی با عطار
بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
بخش هجدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میشد ابراهیم ادهم در رهیپیش اوآمد سواری ناگهی
۲
گفت آبادانی ای رهرو کجاستاوبگورستان اشارت کرد راست
۳
شد سوار از قول اودر خشم سختتازیانه کرد بر وی لخت لخت
۴
خون روان شد از سر واز روی اوتا زخون گل گشت خاک کوی او
صفحهٔ ۱ از ۵