خلوتی با عطار
بخش ۴ - الحكایة و التمثیل
بخش نوزدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس عجب دیوانهٔ فرتوت بوددایمش نه جامه و نه قوت بود
۲
عاشقی خوش بود و مجنونی شگرفغرقهٔ دیرینهٔ این بحر ژرف
۳
روز و شب میسوختی از عشق دوستهرکه میسوزد ز عشق او نکوست
۴
روزگاری بود تا در صد عناگرد او میگشت گرداب بلا
صفحهٔ ۱ از ۵