خلوتی با عطار
بخش ۱ - المقالة العشرون
بخش بیستم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سالک آمد پیش دریای پر آبگفت ای از شور او مست و خراب
۲
موج عشقت میکند زیر و زبرشور و شوقت میکند شیرین و تر
۳
تشنهٔ سیراب از خویش آمدهتو مزاجی خشک لب پیش آمده
۴
این همه خوردی دگر میبایدتحوصله داری اگر میبایدت
صفحهٔ ۱ از ۷