خلوتی با عطار
بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
بخش بیست و چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفت محمود آن جهان را پادشاهدر شکاری دور افتاد از سپاه
۲
در دهی افتاد ویران سر بسرپیر زالی دید پیش رهگذر
۳
گاو میدوشید روئی چون بهیگفت ای زن شربتی شیرم دهی
۴
پیرزن گفتش که ای میر اجلشیر را آخر کجاباشد محل
صفحهٔ ۱ از ۸