خلوتی با عطار
بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
بخش بیست و هشتم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون ایاز از چشم بدرنجور شدعاقبت از چشم سلطان دور شد
۲
ناتوان بر بستر زاری فتاددر بلا و رنج و بیماری فتاد
۳
چون خبر آمد به محمود از ایاسخادمی را خواند شاه حق شناس
۴
گفت میرو تا به نزدیک ایازپس بدو گوی ای ز شاه افتاده باز
صفحهٔ ۱ از ۷