شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

بخش ۲ - الحكایة و التمثیل

بخش سی و چهارم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن سگی مرده براه افتاده بودمرگ دندانش ز هم بگشاده بود
۲
بوی ناخوش زان سگ الحق میدمیدعیسی مریم چو پیش او رسید
۳
همرهی را گفت این سگ آن اوستو آن سپیدی بین که در دندان اوست
۴
نه بدی نه زشت بوئی دید اوو آن همه زشتی نکوئی دید او
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth