خلوتی با عطار
بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
بخش سی و چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن سگی مرده براه افتاده بودمرگ دندانش ز هم بگشاده بود
۲
بوی ناخوش زان سگ الحق میدمیدعیسی مریم چو پیش او رسید
۳
همرهی را گفت این سگ آن اوستو آن سپیدی بین که در دندان اوست
۴
نه بدی نه زشت بوئی دید اوو آن همه زشتی نکوئی دید او
صفحهٔ ۱ از ۳