خلوتی با عطار
بخش ۹ - الحكایة و التمثیل
بخش سی و چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد جوانی را حج اسلام فوتاز دلش آهی برون آمد بصوت
۲
بود سفیان حاضر آنجا غم زدهآن جوان را گفت ای ماتم زده
۳
چار حج دارم برین درگاه منمیفروشم آن بدین یک آه من
۴
آن جوان گفتا خریدم و او فروختآن نکو بخرید وین نیکو فروخت
صفحهٔ ۱ از ۲