خلوتی با عطار
بخش ۳۳ - حکایت درویش مسافر
وصلت نامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود درویشی مسافر ای غلامسال و مه اندر سفر بودی مدام
۲
بارها در راه مکه رفته بودبس ریاضتهای مشکل کرده بود
۳
عرصهٔ عالم همه گردیده بودخاک مردان را زیارت کرده بود
۴
عمر خود را در سفر بگذاشتهبهرهٔ خود از سفر نایافته
صفحهٔ ۱ از ۵