خلوتی با عطار
بخش ۱۸ - غزل
نزهت الاحباب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سالها بودم ز عشق گل بدردبا دو چشم پر زخون و روی زرد
۲
خوش وصالی بُد رخ این باغبانتا چه آمد بر سرش از گرم و سرد
۳
برد محبوب مرا از گلستانبا دو چشم پر ز خون و روی زرد
۴
بعد از این خاک سر کویش بیاربار او بر چشم ما کن همچو گرد
صفحهٔ ۱ از ۳