خلوتی با عطار
بخش ۱۹ - حكایت
اشترنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود بیچاره دلی مجنون شدهدایماً شوریده چون گردون شده
۲
بینوائی مفلسی بیچارهٔگشته او از خان و مان آوارهٔ
۳
ناتوانی بیدلی سودا زدههر دو عالم را بکل او پازده
۴
عاشقی خوش بود و مجنونی شگرفغرقه دیرینه این بحر ژرف
صفحهٔ ۱ از ۸۴