خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آسمان را یکسر پرشور میدانیم ما وز شراب لم یزل محمور میدانیم ما
۲
نورحق تابیده بر اکناف عالم سربسرنور انجم پرتوی زان نور میدانیم ما
۳
جابجا در هر فلک بنشسته خیلی از ملک این عبادتخانه را معمور میدانیم ما
۴
هر کرا دانش بود مقصود بر حس و خیال چشم او گر چار گردد کور میدانیم ما
صفحهٔ ۱ از ۳