شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۱۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پای تا سر همه ام در غمت اندیشه شدست زدن تیشه بر این کوه مرا پیشه شدست
۲
خواهش من دگر و آنچه تو خواهی دگرست نخل امید مرا غیرت تو تیشه شدست
۳
هر نهالی که خیال قد و بالای تو گشت ریشهٔ شد بدل اکنون همه دل ریشه شدست
۴
دم بدم در دلم از غصه نهالی کارماز درخت غم تو باغ دلم بیشه شدست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth