شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش از من رمیده می‌رفتدامان ز کفم کشیده می‌رفت
۲
می‌رفت و مرا به حسرت از پیدریا دریا ز دیده می‌رفت
۳
می‌رفت به ناز و رفته‌رفتهآرام دل رمیده می‌رفت
۴
می‌رفت و دل شکسته از پینالان نالان تپیده می‌رفت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth