شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوشم آن دلبر غمخوار به بالین آمد شاد و خندان بگشاد دل غمگین آمد
۲
گفت برخیز زجا فیض سحر را در یاب ملک از بام سموات به پائین آمد
۳
بوی رحمان که در آفاق جهان مستترست عطر آن روح فزای دل مسکین آمد
۴
برهوا نفخهٔ از گلشن فردوس وزید عطر پیمای گلستان و ریاحین آمد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth