شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم از کشمکش خوف و رجا بسکه طپیدهمگی خون شد واز رهگذر دیده چکید
۲
مالک‌الملک بزنجیر مشیت بسته استتا نخواهد سر موئی نتواند جنبید
۳
خواهشش داد مرا خواهش هر نیک و بدیتا که دل کرد برغبت گنه و می‌لرزید
۴
چو کنم گر ننهم سر به قضا و برضاسخطم را نبود عائدهٔ غیر مزید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth