شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا در رخت دید سیمای آتششد این دل من مأوای آتش
۲
از عشق نامی من می‌شنیدمکی دیده بودم در پای آتش
۳
از رشک رویت وز رشک خویتسوزد سراپا اجزای آتش
۴
زلف سیاهت بر روی ماهتمانند دودیست بالای آتش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth