خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۵۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به کی حسرت برم بر کشتگان زار عشقهرچه باداباد گویان میروم بر دار عشق
۲
ز آشنایان جهان بیگانه گشتم در غمشاز جهان بیزار گردد هرکه باشد زار عشق
۳
هر که با عشق آشنا شد خویش را بیگانه دیدعافیت را پشت پا زد هر که شد بیمار عشق
۴
پیش ازین هم گرچه بودم مستوار، خود بیخبرمستی دیگر چشیدم تا شدم هشیار عشق
صفحهٔ ۱ از ۳