شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۵۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن روی در نظر چو نداری ببار اشکچون حق بندگی نگذاری ببار اشک
۲
از بهر کار آمدهٔ یا به ساز کارور نه بعذر بیهده کاری ببار اشک
۳
از پای تا بسر همه تقصیر خدمتیدر عذر آن بگریه و زاری ببار اشک
۴
ریزند اشک‌های ندامت مقصرانجانا مگر تو چشم نداری ببار اشک
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth