خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۵۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میدمد هر دم خیالت روحی اندر قالبمروز میگردد ز خورشید دلافروزت شبم
۲
میتپد دل شمع رویت را چو میبینم ز دورچون شدی نزدیک چون پروانه در تاب و تبم
۳
من که تاب دیدن رویت نمیآرم چسانطاقت آن باشدم تا لب گذاری بر لبم
۴
چون خیالت دم بدم در اضطراب آرد مراپس وصالت تا چه خواهد کرد با روز و شبم
صفحهٔ ۱ از ۲