خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۶۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس جور کشیدیم در این ره که بریدیمالمنة لله که بمقصود رسیدیم
۲
طی شد الم فرقت و برخواست غم از دلبا دوست نشستیم و می وصل چشیدیم
۳
از علم یقین آمد و از کوش بآغوشدیدیم عنان آنچه بگفتار شنیدیم
۴
تا صاف شود عیش ز آلایش عصیانبا دوست یکی گشته سر مرگ بریدیم
صفحهٔ ۱ از ۳