خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۷۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تیره شد در چشمم از دنیا بدر باید شدنتنگ شد جا بر دلم جای دگر باید شدن
۲
عقدهٔ دنیا زبال مرغ جان باید گشودسوی فردوس برین با بال و پر باید شدن
۳
پای تن بگذار و با بال روان پرواز کنتاج قرب ار خواهی اینره را بسر باید شدن
۴
متبع شرکست خود بینی ره توحید رااز وجود فانی خود بیخبر باید شدن
صفحهٔ ۱ از ۳