خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۷۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مستانه برا گوشهٔ چشمی سوی ما کندردی بسر درد نه و نام دوا کن
۲
از پرده برون آبگذر بر صف رندانپنهان ز نظرها نظری جانب ما کن
۳
گر لطف نداری و سر لطف نداریاز قهر بکش تیغ جفا روی بما کن
۴
گفتی که وفا میکنم و هیچ نکردیما چشم وفا از تو نداریم جفا کن
صفحهٔ ۱ از ۲