شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۷۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از سرّ وحدت دم زدم هذا جنون العاشقینکونین را برهم زدن هذا جنون العاشقین
۲
بر طرهٔ پر خم زدم بر حرف لا و لم زدمشادی کنان بر غم زدم هذا جنون العاشقین
۳
بر شور و بر غوغا زدم بر لا و بر الا زدمبرجا و بر بیجا زدم هذا جنون العاشقین
۴
از عشق سرمست‌ آمدم وز نیست در هست آمدمدر رفعت او پست آمدم هذا جنون العاشقین
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth