شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۸۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میفزاید جان حدیث عاشقان بسیار گوبگذر از افسانه اغیار و حرف یار گو
۲
حرف وصل یار گلزار است و حرف هجر خارخار خار گفتنی گر داری از گلزار گو
۳
آن حدیثی کآورد درد طلب تکرار کنیکه حرفی کان دهد جانرا طرب صد بار گو
۴
از زمین و آسمان تا چند خواهی گفت حرفیکزمان بگذار ذکر یارو از دیار گو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth