خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۸۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانهویران چو کند بخشد صد گنج بویرانه
۲
دل شد ببر دلبر جان رفت ز تن یکسروز عقل تهی شد سر کس نیست درین خانه
۳
بس زلف دهد بر باد آنزلف خم اندر خمبس عقل کند غارت آن نرگس مستانه
۴
سویم بنگر مستان هوش و خردم بستاندیوانه و مستم کن مستم کن و دیوانه
صفحهٔ ۱ از ۳