شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۲۸

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیدمش دوش رخ تراشیده گفتم ای جان و دل که روی تو خست
۲
گفت مشاطه بهر چشم بدان خالی از وسمه بر رخم می‌بست
۳
عرضم زانکه سخت نازک بود تاب وسمه نداشت خون برجست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth