خلوتی با سلمان ساوجی
قطعه شمارهٔ ۳۱
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پادشاها خواست کردن جانم استقبال تو لیکن از بیماری جان بود پایم سخت سست
۲
جز دل و جان نیستم چیزی سزای حضرتت حال جان من برین سان است و دل خود پیش توست
۳
شکر ایزد را که بوم ظلم را بشکست بال شاهباز آمد به تخت بخت شاد و تندرست
صفحهٔ ۱ از ۱