شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۹۴

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی زبان فصاحت ز منهیان خردسوال کرد غرض آنکه مدتی است مدید
۲
که بر خلاف طباع زمانه می‌بینمکه حصن ملک حصین است و سد عدل سدید
۳
زوال ظلمت ظلم است از ستاره بدیعکمال دولت فضل است از زمانه بعید
۴
چه خامه‌ای است که کوتاه می‌کند هر دمزبان تیغ که بودی دراز در تهدید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth