خلوتی با سلمان ساوجی
قطعه شمارهٔ ۱۱۹
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اکمل دولت و دین ای شرف منصب تو در کمال شرف و قدر ازان سوی کمال
۲
زهره را از حسد مجلس لطفت هر شب بوده از خون شفق جام افق مالامال
۳
تن بدخواه تو دیدم شده غربال به تیر گرچه خون نیز ندیدم به جز آن یک غربال
۴
در جهان شبه نظیر تو که ممکن نبود همچو آسایش اهل نظر و فضل محال
صفحهٔ ۱ از ۳