شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

شمارهٔ ۱۶ - در مدح سلطان اویس

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که روی تو به صدبار، ز گل تازه‌ترستاز حیایت به عرق، روی گل تازه ترست
۲
یا رب این شعر سیاه تو چه خوش بافته‌اند!کش حریر سمن و اطلس گل آسترست
۳
برقع عارض تو عافیت دلها بودعافیت باز بر افتاده دور قمرست
۴
سر راز سر زلفت نگشود است کسیظاهرا بویی از آن برده نسیم سحرست
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth