شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

شمارهٔ ۳۵ - در مدح سلطان اویس

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح ظفر از مشرق امید بر آمداصحاب غرض را تب سودا ببر آمد
۲
از غنچه پیکان و زباد دم شمشیربشکفت گل فتح و نسیم ظفر آمد
۳
بر آینه تیغ شهنشاه دگر باررخسار دل‌آرای ظفر جلوه‌گر آمد
۴
بی‌درد سر نیزه و آمد شد پیکانآن فتح که مفتاح امان بود برآمد
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth