شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

شمارهٔ ۳۹ - در مدح سلطان اویس

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وقت آن آمد که بلبل در چمن گویا شودبهر گل گوید «خوش آمد» تا دل گل وا شود
۲
غنچه غناج و شاخ شوخ رنگ آمیزی گلاین دم طاووس گردد و آن سر ببغا شود
۳
روی گل برچین شود چون درنیارد چین برونازک اندامی که چندان خارش اندر پا شود
۴
با شجر مرغ سحر گوید کلیم آسا کلامچون ید بیضای صبح از جیب شب پیدا شود
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth