خلوتی با سلمان ساوجی
شمارهٔ ۵۷ - در مدح سلطان اویس
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عید من آنکه هست خم ابرویش هلال بر عین عید ابروی چون نون اوست دال
۲
عیدی که قدر اوست فزون از هزار ماه ماهی که مثل او نبود در هزار سال
۳
خوش می خرامد ز بن گوش می کشد هر دم به دوش غالیه زلف او شمال
۴
تا خود خیال ابروی اوبست ماه نوکج می نمود در نظر مردم این خیال
صفحهٔ ۱ از ۱۱