خلوتی با سلمان ساوجی
شمارهٔ ۶۰ - در موعظه ونصیحت
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفتند رفیقان ورسیدند به منزلدر خواب غروری تو هنوز ، ای دل غافل !
۲
از نیست به هستی وزهستی به ره نیستتا شهر وجود است روان است قوافل
۳
راه تو پر از آب وگل ولاشه ضعیف استبس شاهسواری که فرو رفت درین گل
۴
ای غرقه ی دنیا مطلب غور ! که جستندنه قعر پدید ست در این بحر نه ساحل
صفحهٔ ۱ از ۱۲